چرایی 3 صلوات برای امام(ره) از زبان مقام معظم رهبری!
چندی پیش کتابی می خواندم که رسیدم به یک خاطره از حضرت آقا از چرایی فرستادن 3 صلوات برای امام
(ره)، مطلبی که در زیر می خوانید خاطره آقا از دوران تبعید درایرانشهر است:
در دوران پیش از پیروزی انقلاب،بنده در ایرانشهر تبعید بودم.در یکی از شهرهای همجوار ،چند آشنا داشتیم که یکی از آنها راننده بود ،یکی شغل آزاد داشت و بالاخره،اهل فرهنگ و معرفت ،به معنای خاص کلمه نبودند.به حسب ظاهر ،به آنها "عامی" اطلاق میشد. با این حال جزو"خواص " بودند.آنها مرتب برای دیدن ما به ایرنشهر می آمدند واز قضایای مذاکرات خود با روحانی شهرشان میگفتند.روحانی شهرشان هم آدم خوبی بود ؛منتهاجزو " عوام" بود.ملاحضه کنید! راننده کمپرسی جزو "خواص"،ولی روحانی و پیشنماز محترم جزو" عوام"! مثلا آن روحانی می گفت: (( چرا وقتی اسم پیغمبر می آید یک صلوات می فرستید،ولی اسم آقا که می آید،سه صلوات می فرستید؟))نمی فهمید. راننده به او جواب میداد:((روزی که دیگر مبارزه ای نداشته باشیم ؛اسلام بر همه جا فائق شود؛انقلاب پیروز شود؛ما نه تنها سه صلوات ؛که یک صلوات هم نمی فرستیم !امروز این سه صلوات ، مبارزه است!))راننده می فهمید ،روحانی نمی فهمید!

منبع موثقی از آیتالله بهجت نقل کردند که ایشان در خواب دیدند که حضرت امام زمان(عج) در مجلسی حضور داشتند، علمای بزرگ اسلام هم در خدمت آقا امام زمان(عج) بودند، آیتالله خامنهای وارد شدند و امام زمان (عج) جلوی پای ایشان تمام قد بلند شدند و برای ایشان جایی برای نشستن باز کردند.
معمولاً جهت ایجاد شبهه، صورت مسئلهی اشتباهی را طرح میکنند و خود پاسخ اشتباهتری به آن میدهند و از اذهان عمومی میپرسند که: اگر چنین است، پس، چرا ...؟!
قبل از هر چيز لازم است متذكّر گرديم كه منظور ما از «دين» در اين جا، «اسلام» است و ناظر به ساير اديان نيستيم. بنابراين سؤال اصلى ما از «رابطه اسلام با سياست» است. پس از تذكّر اين نكته كه ضرورى مىنمود،به نظر مىرسد براى ارزيابى رابطه دين و سياست ابتدا بايد توافقى بر سر خود اين دو مفهوم صورت گيرد و مشخّص كنيم منظور ما از دين و سياست چيست. ..
برخى از نويسندگان و روشنفكران داخلى براى اثبات نظريه جدايى دين از سياست اين گونه بحث كردهاند كه قبل از ورود به دين و با يك نگاه برون دينى، ما بايد اين سؤال را مطرح كنيم كه اصولا بشر چه احتياجى به دين دارد و در چه مسائلى نياز دارد كه دين او را راهنمايى كند؟ در پاسخ به اين سؤال، دو شق را متصوّر دانسته اند: يكى اين كه بگوييم انسان در همه چيز و در همه امور زندگى خود نياز به دين دارد و بايد منتظر دستور دين باشد...
يكى از مهم ترين پيش فرض هاى نظريه ولايت فقيه، عدم جدايى دين از سياست و به تعبيرى، سياسى بودن دين است. يعنى اين گونه نيست كه شريعت اسلام تنها به جنبه هاى فردى زندگى بشر پرداخته باشد و نسبت به مناسبات اجتماعى و از جمله مناسبات سياسى و حكومتى جامعه هيچ نظرى نداشته باشد و اين حوزه را به خود افراد بشر واگذار كرده باشد تا با تشخيص عقل خود هر گونه كه خودشان مصلحت ديدند و توافق كردند عمل كنند...